

نه تو از خاک نيستی اين را همه آبها می دانند و بادها عمری است نام تو
را به دشتها می گويند.تو اميزه ای از باران بهارين و ياسهايی. نه تو يک
دنيا عشق به اضافه صد دريا مهربانی و هزار دفتر ترانه عاشقانه ای...
نه چه می گويم؟ تو در ظرف اين کلمات نمی گنجی.حرفهايم در برابر
بزرگی تو به خوابی اشفته می مانند، به ارزوهای پريشان و خيالاتی مبهم!
مادر! چقدر اين کلمه را دوست دارم کلمه ای که فرشتگان بر زبانم
گذاشتند. چقدر تو را دوست دارم . اولين لبخند را بر لبان تو ديدم..
اولين نور را در چشمان تو..اولين گل را دستان تو خدا کی تو را افريد؟
وقتی که غزلهای عاشقانه را می سرود يا روزی که چهره مريم و فاطمه
را بر سينه سياره ای معصوم و زيبا نقاشی می کرد؟
اگر تو نبودی گلهای سرخ را تقديم چه کسی می کردم؟ اگر تو نبودی در
تلخی غربت سر بر شانه چه کسی می گذاشتم و در شبهای وحشت و
اندوه بر دامن چه کسی اشک می ريختم؟
من لبخند را به شوق ديدن تو اموختم..من مهربانی و عشق را به خاطر تو
دوست دارم! اگر تو نبودی من يک سنگ خارا بودم! يک خيمه تنها! يک
سکوت ممتد! يک ابر بی باران! يک چراغ شکسته! يک بهت بی پايان!
ای زيباترين افريده خدا!! اگر تو نبودی دنيا سرابی خسته بود در فراسوی
بيابان! اگر تو نبودی پروانه ها پر نمی گشودند و قناريها نمی خواندند و
خورشيدها پشت در های بسته معطل می ماندند!
خدا کجا تو را افريد؟ در کوهستان ازل يا کنار چشمه های ملکوت؟ روی
دست فرشتگان يا روی ابرهای کال؟ می دانم وقتی کار افرينش تو به پايان
رسيد خدا بر بلندترين بام هستی ايستاد و ستاره ها را يکی يکی به
احترام تو روشن کرد.
تا کی می توانم تو را بسرايم؟ تا وقتی که اخرين ستاره را بشمارم؟ يا
وقتی همه درختان بار بگيرند؟
تا کی می توام تو را دوست داشته باشم؟ تا وقتی که بهشت ادامه دارد؟
يا وقتی همه کبوتران به هوای تو بال می زنند؟
تا کی می توانم در اغوش مهربان تو بگريم؟ تا وقتی که نهالی ترد و
شکننده ام؟ يا وقتی سنگين ترين برفها روی سرم نشسته است؟
در پيچ و خم سفيد گيسوان تو ردپای کودکی من پيداست دستهای تو
هنوز بوی لالايی می دهند بوی عشق بوی خوب شکفتن بوی گريه های
گاه و بی گاه من برای سرودن تو واژه های تازهای بايد به دنيا بيايند واژه
هايی که هيچ کس نشنيده باشد. واژه هايی که هيچ شاعری در دفترش
ننوشته باشد.
دستهای تو زيباترین مکان برای سکونت بوسه های من است و پاهای تو
بهترين دليل که هيچ گاه با جاده ها قهر نکنم. به من بگو از کدام راه زودتر
می توانم به تو برسم؟
ای زيباترین فرشته عالم! ای همه بهشت فدای تو! ای همه سرنوشتها در
خطوط پيشانی ات پنهان! ای از رودخانه عشق جاری تر! ای بکرترين
مضمون برای ترانه انسان! ای شميم رويا در روستای کودکی! ای نسيم
مهر در شهر جوانی! ای مادر روزهای لبخند! ای چون شعرهای نانوشته
خداوند! تمام سلامهای جهان برای ستايش تو کم است.
تو از لبخندهايی که در قيامت جلوه خواهند کرد دلنشين تری! تو از سياره
هايی که از ازل تا به امروز به دور عشق می گردند عاشق تری!