
چه گريزيست به من؟
چه شتابي است به راه؟
به چه خواهي بردن؟
در شبي اين همه تاريك پناه
مرمرين پله اين غرفه عاج
اي دريغا كه ز ما بس دور است
لحظه ها را درياب
چشم فردا كور است
نمي توانيم گذشته را تغيير دهيم،
تنها بايد خاطرات شيرين را به ياد سپرد،
و لغزشهاي گذشته را توشه راه خرد سازيم.
نمي توانيم آينده را پيش بيني كنيم.
تنها بايد اميدوار باشيم و خواهان بهترين و هر آنچه نيكوست،
و باور كنيم كه چنين خواهد شد.
مي توان روزي را زندگي كرد،
دم را غنيمت شمريم،
و هماره در جستجو تا بهتر و نيكوتر باشيم.