

رفتی و این دل وامانده چه بی تاب شکست
مثل آیینه در اسارت قاب شکست
یک سبد اشک ستاره از نگاه ماه ریخت
بغض تلخ آسمان با اشک مهتاب شکست
انتظارت خواب را از چشم بی تابم گرفت
پیش چشم خیره بر در حرمت خواب شکست
ما اهوارایی ترین عشق زمین را داشتیم
حیف شد در دست ما این عشق نایاب شکست
ای دلت دریاترین ـ این ساحل غربت زده
بی تو قلب خسته ام در حسرت آب شکست